تبلیغات
بدون سانسور - خورخه لوئیس بورخس
 
درباره وبلاگ


زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند
آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست می رود با گریه جبران نمی شود
فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم.

مدیر وبلاگ : هادی عباسی گزنق
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار وب
بدون سانسور
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 12 تیر 1392 :: نویسنده : هادی عباسی گزنق
همیـشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می‌دهد بـه راحتی، دل بکنی!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 مرداد 1396 09:29 ق.ظ
Do you mind if I quote a few of your posts as long as
I provide credit and sources back to your weblog? My website is in the
very same area of interest as yours and my visitors would definitely benefit from a lot of the
information you provide here. Please let me know
if this alright with you. Thanks a lot!
جمعه 25 فروردین 1396 02:40 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though
you relied on the video to make your point. You definitely know what youre talking about,
why waste your intelligence on just posting videos
to your site when you could be giving us something enlightening to read?
چهارشنبه 19 تیر 1392 11:50 ق.ظ
سلام دوسته عزیزم ممنونم که میای به وبم
یکشنبه 16 تیر 1392 03:23 ب.ظ
" آغوش کسی را دوست بدار که بوی بی کسی بدهد نه بوی هر کسی!!! "
جمعه 14 تیر 1392 02:12 ق.ظ
الهی آمین...
جمعه 14 تیر 1392 12:58 ق.ظ
ای زمانه، من از این گردش تو سیرشدم./ بس که آزرده شدم، خسته و دلگیر شدم./ ای مرگ، چرا در آغوش نمیگیری مرا؟ به خیالت که جوانم؟ به خدا پیرشدم..
جمعه 14 تیر 1392 12:56 ق.ظ
بخاطر گناهش رگمو نبریدم تا حالا. ولی همین جا ازهمه میخوام برای مرگ من، دعاکنند....
پنجشنبه 13 تیر 1392 11:14 ب.ظ
ای کاش رگ دستش را می برید تا همه از دستش راحت میشدند..
پنجشنبه 13 تیر 1392 05:09 ب.ظ
امروز رگ احساسم را با "تیغ بی تفاوتی" زدم...!!!!
قید احساسم را زده ام اما...
تو راحت باش....!
.
.
.
جایی در دلم برای کینه و نفرین نگذاشتم...
به دلم گفته ام:
با تمام شکستگی ات، فراموش نکن این را که...
"روزی، شادیش، آرزویت بود"..؛
پنجشنبه 13 تیر 1392 04:25 ب.ظ
چرا دوباره برمیگردی؟ نبش قبر گناه است "سید"! بفهم!
پنجشنبه 13 تیر 1392 04:11 ب.ظ
هی فلانی...
دیگر هوای بر گرداندنت را ندارم...
هر جا که دلت می خواهد برو...
فقط آرزو می کنم،
وقتی دوباره هوای من به سرت زد ، آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه ی چشمانت ، باز هم آرام نگیری و خورشید زندگیت تا ابد غروب کند...
و اما من...
بر نمی گردم که هیچ...
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع می کنم...
تا نتوانی لم دهی روی صندلی راحتی و با خاطراتم قدم بزنی...
پنجشنبه 13 تیر 1392 03:38 ب.ظ
این من بودم که به یادم اجازه ندادم حتی از نزدیکی ذهن تو عبورکند، صحبت از فراموشی نیست! صحبت از لیاقت است....!!!!
پنجشنبه 13 تیر 1392 12:13 ب.ظ
واقعا ،یعنی دل کندن بهترین کاره؟
پنجشنبه 13 تیر 1392 11:06 ق.ظ
.
عجیبه که تو دنیای بچه ها هر کی زودتر بگه دوستت دارم “برنده” است
ولی
تو دنیای بزرگتر ها هر کی زودتر بگه دوستت دارم “بازنده” است …
و من بردم تا ببازم !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر