تبلیغات
بدون سانسور - +++
 
درباره وبلاگ


زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند
آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست می رود با گریه جبران نمی شود
فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم.

مدیر وبلاگ : هادی عباسی گزنق
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار وب
بدون سانسور
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 2 تیر 1392 :: نویسنده : هادی عباسی گزنق

در قفس را بازبگذار ، پرنده اگر به تو عاشق باشد بر شانه‌هایت می‌نشیند! 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 7 تیر 1392 10:16 ب.ظ
پرسید که چرا دیر کرده است؟/ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟/ خندیدم و گفتم:او فقط اسیر من است/ تنها دقایقی تاخیر کرده است/ گفتم امروز هوا سرد بوده است/ شاید موعد قرار تغییر کرده است؟/ خندید به سادگیم این رو گفت:/ احساس پاک تورا زنجیر کرده است/ گفتم از عشق من چنین سخن مگوی/ گفت:خوابی!!سالها دیر کرده است.../ در آیینه به خود نگاهی کردم.../ آه عشق او عجب مرا پیر کرده است/ راست گفت اینکه منتظر نباش/ او برای همیشه دیر کرده است...
جمعه 7 تیر 1392 09:49 ب.ظ
وقتی به پایان "من و تو" اندیشیدی، باورت نبود که پایان من وتو، فقط پایان "ما" نیست. آغاز دنیایی است بی "ما"
و دنیا بدون "ما"
پر است از هزاران "من وتو"ی تنها!
جمعه 7 تیر 1392 09:19 ب.ظ
گاهی اوقات بی قانونی عجب بیداد میکند درعاشقی.!
یکی دور میزند اما!... دیگری جریمه میشود و تاوان میپردازد...
پنجشنبه 6 تیر 1392 09:44 ب.ظ
میان ماندن و نماندن تنها یک حرف ساده بود

از قول من به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد . . .
پنجشنبه 6 تیر 1392 12:46 ب.ظ
به راستی چه سخت است خندان نگه داشتن لبها در زمان گریستن قلبها. و تظاهر به خوشحالی در اوج غمگینی و چه دشوار و طاقت فرسا است گذراندن روزهای تنهایی درحالی که تظاهر میکنی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد و کسی را داری. اما چه شیرین است در خاموشی و خلوت، به حال خود گریستن...
پنجشنبه 6 تیر 1392 12:39 ب.ظ
به آن سایه ی زشتی...... که فخر میفروخت ازکنار توبودن، و پا در کفشم کرده بود، بگو..: تمام کفش هایم مال او!
چهارشنبه 5 تیر 1392 03:24 ب.ظ
نگران نباش نفرینت نمیکنم! همین که دیگر جایت در دعاهایم خالیست، برایت کافیست....
سه شنبه 4 تیر 1392 09:00 ب.ظ
پای کسی دیگری که باچشمانم دیدم درمیان بود...
بهانه ای نداردجزاین حرف..
سه شنبه 4 تیر 1392 08:10 ب.ظ
ترکت کردیم تا هر سه راحت شویم...
من، تو و او......
من از قید تو، او از قید من، و تو از قید تعصب.!!!!!!!!!!!!!!
سه شنبه 4 تیر 1392 02:01 ب.ظ
نه پای رفتنم اکنون ، نه بال پرواز است

از این چه سود که بر من ، در قفس باز است . . .
سه شنبه 4 تیر 1392 09:54 ق.ظ
یادمان باشد دل، هم مثل اعتماد، المثنی ندارد. نشکنید..
دوشنبه 3 تیر 1392 08:27 ب.ظ
گر به پرنده عشق ورزی عاشقت میشود همینطوری واسه هیچی که عاشق نمیشه
دوشنبه 3 تیر 1392 08:24 ب.ظ
یکشنبه 2 تیر 1392 11:11 ب.ظ
برای کشتن پرنده، نیاز نیست که له اش کنی، همینکه بالهایش را بچینی، خاطرات پرواز، اورا خواهد کشت....
یکشنبه 2 تیر 1392 10:40 ب.ظ
کاش بال و پر پرنده نشکسته بود...
حس پرواز بدون بال و پر،پرنده را می سوزاند..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر