تبلیغات
بدون سانسور - کوتاه ترین داستان عشقی جهان
 
درباره وبلاگ


زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند
آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست می رود با گریه جبران نمی شود
فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم.

مدیر وبلاگ : هادی عباسی گزنق
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار وب
بدون سانسور
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 23 فروردین 1392 :: نویسنده : هادی عباسی گزنق

روزی مردی از یک دختر پرسید:
آیا با من ازدواج می‌کنی؟
دختر جواب داد: نه
و از آن پس مرد شاد زیست، به ماهیگیری و شکار رفت، کلی گلف بازی کرد،تمام مسابقات فوتبال را دید و با هرکه دلش خواست رقصید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 30 خرداد 1392 01:35 ق.ظ
خیلی جمله هاتون معرکه بود
مرسییییییی
دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 11:19 ب.ظ
جاذبه ی سیب "آدم" را به زمین زد و جاذبه ی زمین ، سیب را..
فرق نمیکند : "سقوط" ، سرنوشت دل دادن به هرجاذبه ای غیراز خداست...
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 12:21 ق.ظ
آدما عادت می کنند...‏
به بودن ها ,خندیدن ها , دلخوش بودن کنارفردی خاص ، ‏
کافیست تعدادی ساعت برایشان خاطره ی خوب بسازی،‏
عادت می کنند به تکرار این خاطرات کنارت،عادت می کنند به بودنت،گاه می گویند دوستت دارم،تو جدی نگیر!‏
آنها فقط عادت کرده اند،جمله ای می گویند برای ماندنت،برای تکرارکردن آن خاطرات شیرین ; برایشان عادت کرده اند...‏‏
همانطور که اگربروی،تنهایشان بگذاری،بعد از مدتی عادت می کنند به تنهایی , به خندیدن بی تو،به ادامه دادن زندگی بدون حضورت،آدمها عادت میکنند...‏
دوستت دارم هاجدی نیست!لااقل تو جدی نگیر...
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 03:54 ب.ظ
دلم نه عشق میخواهد نه دروغ های قشنگ نه ادعاهای بزرگ و نه بزرگ های پر ادعا...
دلم یک فنجان چای گرم میخواهد و او که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد.!
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 09:53 ق.ظ
....؟
چهارشنبه 28 فروردین 1392 09:37 ب.ظ
درد مرد را...‏
یا مرد می فهمد یا دود سیگار!تکلیف گفتنی ها که معلوم است...زحمت نگفتنی ها هم می افتد بر گردن سیگار...!
سه شنبه 27 فروردین 1392 09:02 ب.ظ
همیشه نمیشود زد به بی خیالی و گفت: تنها آمده أم، تنها میروم. یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای، کم می آوری! دل وامانده أت یک نفر را می خواهد..!
....
.....
یکشنبه 25 فروردین 1392 01:35 ب.ظ
سلام ممنون که به وبم میای وبه خودتم قشنگه
لایـــــــــــک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر