تبلیغات
بدون سانسور - نمایشنامه زندگی
 
درباره وبلاگ


زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند
آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست می رود با گریه جبران نمی شود
فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم.

مدیر وبلاگ : هادی عباسی گزنق
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار وب
بدون سانسور
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 15 فروردین 1392 :: نویسنده : هادی عباسی گزنق

پرده اول

مرد از راه می رسه
ناراحت و عبوس
زن:چی شده؟

مرد:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش(
زن حرف مرد رو باور نمی کنه: یه چیزیت هست.بگو!
مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه ....

لبخند می زنه
زن اما "می فهمه"مرد دروغ میگه:راستشو بگو یه چیزیت هست
تلفن زنگ می زنه

دوست زن پشت خطه
ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن
مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره
زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم.جدا متاسفم که بدقولی می کنم.شوهرم ناراحته و نمی تونم تنهاش بذارم!
مرد داغون می شه
"
می خواست تنها باشه"

 

پرده دوم
مرد از راه می رسه
زن ناراحت و عبوسه
مرد:چی شده؟
زن:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه(
مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش
زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه  دو قطره اشک می ریزه
مرد اما باز هم "نمی فهمه"زن دروغ میگه.
تلفن زنگ می زنه
دوست مرد پشت خطه
ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن

(زن در دلش خدا خدا می کنه که  مرد نره (
مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم!
زن داغون می شه
"
نمی خواست تنها باشه"


و این داستان سال  های سال ادامه داشت و زن ومرد در کمال خوشبختی  و تفاهم در کنار هم روزگار گذراندند....

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 مرداد 1396 10:18 ق.ظ
Hello, of course this piece of writing is truly pleasant and I
have learned lot of things from it regarding blogging.
thanks.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:34 ب.ظ
Hi there! I know this is kinda off topic nevertheless I'd figured I'd ask.

Would you be interested in exchanging links or maybe guest
writing a blog article or vice-versa? My website discusses a lot
of the same subjects as yours and I think we could greatly benefit from each other.
If you happen to be interested feel free to shoot me an email.
I look forward to hearing from you! Superb blog by the way!
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 05:56 ب.ظ
First off I want to say superb blog! I had a quick question which
I'd like to ask if you do not mind. I was interested to find out how you center yourself and clear your mind prior
to writing. I have had trouble clearing my mind in getting my ideas out there.
I truly do enjoy writing however it just seems like the
first 10 to 15 minutes tend to be wasted simply just trying
to figure out how to begin. Any recommendations or hints?
Kudos!
جمعه 25 فروردین 1396 01:02 ب.ظ
Hello, yes this paragraph is truly fastidious and I have learned lot of things from it concerning blogging.
thanks.
جمعه 23 فروردین 1392 02:10 ب.ظ
هه
جمعه 23 فروردین 1392 01:15 ق.ظ
آقا مهدی هر چی بگه درسته
دوشنبه 19 فروردین 1392 01:40 ب.ظ
دو طرف باید نسبت به ناراحتی هم توجه داشته باشن. و سعی در شادکردن همدیگه داشته باشن
یکشنبه 18 فروردین 1392 12:08 ب.ظ
آقای نویسنده با کی موافقی
هادی عباسی گزنقمن بی طرفم!
یکشنبه 18 فروردین 1392 12:06 ب.ظ
نه تفاهم یعنی شناخت همدیگر واحترام به خواسته ها

تحمل هیچوقت به دوست داشتن منجر نمیشه بلکه فقط باعث ناراحتی میشه
شنبه 17 فروردین 1392 11:59 ق.ظ
معنی تفاهم: توانایی تحمل تفاوتها
شنبه 17 فروردین 1392 10:16 ق.ظ
این تفاهم نسیت، فقط تحمله
جمعه 16 فروردین 1392 09:52 ب.ظ
اگر که دل سوخته ای ، با تو غریبه نیستم ، که با تو بغض عشق را غزل غزل گریستم...
مرا به خاطر بسپار ، لحظه به لحظه خط به خط ، درستی مرا ببین ، در این زمانه غلط ، حقیقت مرا ببین ، در این زمانه غلط...
خوب مرا نگاه کن ، تو ای تمام دیدنم ، خوبم اگر یا که بدم ،دروغ نیستم ، منم .
مرا که پشت پا زدم به راه و رسم روزگار ، اگر که عاشقی و یار ، مرا به خاطر بسپار...
در آستانه سفر ، پشت نگاه بدرقه ، گریه نکن نگاه کن ، مرا به خاطر بسپار...
سر همان کوچه سبز ، که می رسد به انتظار ، من ایستاده ام هنوز ، مرا به خاطر بسپار...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر